هی غر می زدند که ما درس رو متوجه نمی شیم، شما داری در سطح دکترا درس می دی و از این حرف ها که ناشی از خاصیت نیمکت نشینی دانش آموزی و دانشجویی است، .... گفت: "من طبق سرفصل تعیین شده توسط وزارت علوم برای کلاس شما درس می دم. پس غر نزنید و درس رو گوش کنید". یکی از بچه ها گفت: "آخه اینا خیلی سخته ما یاد نمی گیریم، امکانات اینجا خیلی کمه" و .... آخر سر گفت: "ببینید بچه ها، بچه مدرسه ای تو "شین آباد" هم درست همون کتاب درسی رو می خونه که بچه مدرسه ای تو شمال تهران. درس و سرفصل همونه، منتها اونی که تهرانه، در اتاق تر و تمیز با سیستم خنک کننده و گرم کننده مجهز ممکنه درسشو بخونه ولی اونی که شین آباده، کنار بخاری نفتی درسشو می خونه و بعد هم آتیش می گیره"!