کار حرمی

داشتم با مادر دوستم صحبت می کردم ... گفت: داماد فلانی را هم گرفته اند. پرسیدم: اونو دیگه برا چی گرفتن؟ گفت: تو کار حَرمی بوده! پرسیدم: "کار حَرمی" دیگه چیه؟ با تعجب گفت: اِ تو نمی دونی کار حَرمی چیه؟ انگار تو این جامعه نیستی ... قسم خوردم که نمی دونم. گفت: همون گلد کوئیست و ... گفتم: آها، پس تو کار شرکت های هِرمی بوده، گفت: آره دیگه همون که تو میگی، کار حَرمی!!!

تاییدالملوک

دیروز پسرم ورقه امتحانی اش را بهم داد و گفت خانم تایید الملوک، لطفا امضاء کن. پرسیدم تاییدالملوک دیگر چیست؟ گفت: از آنجایی که من برای عملی کردن فکرها و ایده هایم به تایید تو نیاز دارم، بر مبنای نام های تاریخی سریال "قهوه تلخ"، از امروز اسم تو میشود تایید الملوک!