از بس که بهش چشم دوختم! بالاخره امروز دیدم جوانه خیلی کوچولویی از محل یکی از بندهای ساقه به زور دیده می شه. خیلی منتظرش بودم. یه روزی که خیلی دلم گرفته بود و احساس می کردم از دست زمین و زمان شاکی ام، بهانه می جستم، چاقو رو برداشتم و ساقه گل توی گلدون رو به بهانه این که داره عمودی بالا می ره و با دادن یه برگ نو یه برگ قدیمی رو رها می کنه، به قطعات 10-8  سانتی متری بریدم. احساس خوبی بود که جلو رشد بی قواره اش رو گرفتم و دلم خالی شد ولی خوب گلدون هم خالی شد. حالا از توی اون همه قلمه، یکی دوتایی دارن جوانه می زنن، انرژی مثبت می ده!