این فقط یادآوری کوچکی از پیوستگی مسایل جهان به یکدیگر و نیاز به احساس مسئولیت در قبال خود و دیگران است!
پروفسور فیلیپ زیمباردو، استاد بازنشسته ی دانشگاه استنفورد و رئیس سابق انجمن روان شناسان آمریکا، می گوید: در سال ۱۹۷۱، من علاقهمند شدم بررسی کنم ببینیم اگر آدمهای خوب را در محیط بد بگذاریم، چه اتفاقی میافتد. برای این کار، تعدادی دانشجوی معمولی را که در سلامت کامل به سر میبردند از سرتاسر آمریکا جمع کردیم. از آنها تست شخصیت گرفتیم و بهصورت اتفاقی تعدادی از آنها را بهعنوان «زندانی» و تعدادی را بهعنوان «زندانبان» انتخاب کردیم. بعد آنها را توی فضایی گذاشتیم که خودمان آن فضا را شبیه «زندان» درست کرده بودیم و سعی کردیم شرایطی را که در بسیاری از زندانهای جهان حاکم است در آن ایجاد کنیم؛ مثل وضعیت درماندگی که زندانیها در آن به سر میبرند و قدرتی که زندانبانها از آن برخوردارند. میخواستیم ببینیم آیا خوبی انسانها میتواند در یک مکان بد، بر جنبهی شرورانهای که در آنها وجود دارد غلبه کند یا برعکس؟ متأسفانه این پژوهش را که قرار بود به مدت دو هفته انجام شود، من مجبور شدم بعد از شش روز متوقف کنم چون همه چیز از کنترل خارج شده بود. زندانبانها رفتار خشن و سادیستی از خود نشان میدادند و جوانهایی که تا چند روز پیش سالم بودند، یکدفعه واکنشها و ضعف شدید عصبی از خود نشان میدادند.
این پژوهش قدرت «موقعیت» را نشان میدهد که میتواند بر بهترین آدمها هم غلبه کند. نتیجهگیری ما از این پژوهش این بود که «نهاد»ها میتوانند باعث فساد و انحراف انسانها شوند. این «نهاد»ها هم میتوانند «زندان» باشند و هم میتوانند نهادهای آموزشی، سیاسی و حتی در مواردی خود خانواده باشند. پیام این پژوهش این بود که ما هیچکدام «خوب» یا «بد» زاده نمیشویم، بلکه همگی دارای قالبهای روانیای هستیم که میتوانند با چیزهای خوب یا بد پر شوند. ما پتانسیل خوب یا بد را در درون خودمان داریم و آن چیزی که باعث میشود این پتانسیل فعال شود محیطی است که در آن زندگی میکنیم. هرکسی میتواند «شکنجهگر» بشود. مسأله، مسألهی توجیه است. مغز انسان قابلیت عجیبی برای توجیه همه چیز دارد، توجیه قتل، توجیه شکنجه... . شکنجهگر یا جلاد هم همین کار را انجام میدهد؛ یعنی از نظر روانی خودش را متقاعد میکند که زندانی انسان نیست، پستتر از انسان است و برای همین حقش است که شکنجه شود و حقش است که کشته بشود. نازیها هم همین کار را در مورد یهودیها انجام دادند؛ آنها برای اینکه یهودیها را قتلعام کنند، مردم را متقاعد کردند که یهودیها از انسان پستترند. وقتی این اتفاق در ذهن مردم افتاد، آن وقت، آدم با طرف مقابل مثل «حشره» برخورد میکند. این اتفاق در رواندا هم افتاد: دولت رواندا اعلام کرد که اعضای قوم توتسی مثل سوسک هستند! خُب، وقتی سوسک وارد خانهی شما میشود، شما چهکار میکنید؟ میکشیدش. من در بارهی این موضوع کتاب مینویسم و سخنرانی میکنم. کتابی نوشتهام با عنوان «تأثیر شیطانی: فهم اینکه چگونه انسانهای خوب شیطانی میشوند؟» نخستین گام این است که آدمها را آگاه کنیم که بفهمند چقدر عبور از مرز بین «خوبی» و «شرارت» آسان است. آدمها باید بفهمند که برای همه آسان است که به «شیطان» تبدیل بشوند. این نخستین گام برای مقابله با این تغییر و تبدیل است. باید به شکنجهگرها گفت: خوب فکر کنید ببینید شما کی هستید؟ مادر شما هیچ وقت نمیخواست شما شکنجهگر باشید، زن و بچههایی را شکنجه کنید و بکشید! برگرفته از http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html

۱- خونسردی خود را حفظ کنید، مهمترین چیز حفظ خونسری است.
۲- به مجروح آب و مایعات ندهید. آشامیدن مایعات باعث افزایش خونریزی می شود.
۳- به هیچ وجه سعی در خارج کردن گلوله نکنید.
۴- دست کاری محل زخم، خونریزی را شدید و باعث عفونت می شود. تا فراهم شدن یک پارجه یا باند برای بستن زخم با فشار مستقیم روی محل ضایعه می توانید از خونریزی جلوگیری کنید.
۵- با یک باند یا پارچه تمیز روی زخم را ببندید (خیلی سفت نبندید که جلوی رسیدن خون به انتهای اندام را گرفته و انتهای اندام کبود شود). اگر خونریزی با بانداژ اولیه بند نیامد، روی همان بانداژ اقدام به بستن یک بانداژ دیگر کنید.
۶- تا جای ممکن از تماس خاک با محل زخم پرهیز کنید.
۷- مصدوم را در محلی گرم و دور از نور مستقیم خورشید نگه دارید.
۸- در صورت سرگیجه و یا گیجی شخص مصدوم، سر او را پایین تر از بدن قرار دهید تا خون کافی به مغز برسد.
۹- خون رسانی به محل اصابت گلوله را تا حد ممکن مسدود نمایید، اما تا حدی که خون رسانی به طور کامل قطع نشود.
۱۰- اگر جراحت خیلی شدید است هر یک ساعت، حدود 5-10 دقیقه مسیر خون رسانی را باز کنید، سپس مجددا ببندید.
۱۱- هیچ گاه اقدام به خارج کردن شئی فرو رفته در بدن، مثل چاقو، نکنید چون باعث خونریزی و مرگ بیمار می شود. با پانسمان چاقو را در بدن ثابت کرده و فرد را سریعا به بیمارستان برسانید.
۱۲- در صورت تیر خوردن به ستون فقرات (کمر و گردن)، عضو مصدوم را توسط کیسه شن (یا هر چیزی شبیه آن) ثابت نگه دارید که باعث صدمات نخاعی نشود. برای بستن کیسه شن دور عضو مصدوم از کمربند، طناب یا پارچه می توانید استفاده کنید. در حمل مصدوم دقت کنید که کمترین حرکت به بدن او داده شود.
۱۳- در صورت اصابت گلوله به سینه، ریه هوا کشیده، خون وارد ریه شده و باعث خفگی شده و مصدوم در عرض 1 تا 2 دقیقه جان می بازد (Sucking wound). بنابراین: ۱- لباس را از روی زخم کنار بزنید. اگر لباس به داخل زخم فرو رفته، نمی خواهد آن را از زخم بیرون بکشید. ۲- با دست روی محل ضایعه، فشار وارد کنید (می توانید دست مصدوم را روی زخم بگذارید). ۳- یک پارچه یا گاز یا باند را کاملا به وازلین، کرم یا روغن آغشته کرده و روی زخم فشار دهید تا جایی که هوا نکشد. می توان از یک تکه نایلون یا فویل تمیز هم استفاده کرد ( این تکه باند یا نایلون باید حداقل 4-5 سانتی متر از طرفین زخم بزرگتر باشد). ۴- برای محکم کردن این پانسمان می توانید ازهر نوع چسب نواری استفاده کنید. سه طرف پانسمان را به خوبی روی بدن بیمار با چسب ثابت کنید و یک طرف را آزاد بگذارید. اگر چسب در اختیار ندارید بعد از گذاشتن باند آغشته به وازلین روی محل را با باندپیچ کنید.


اگر گلوله از یک طرف وارد و از طرف دیگر بدن خارج شده باید آن طرف را هم کاملا بپوشانید. ۵- سپس مصدوم را به بغل و سمتی که تیر خورده بخوابانید و یا حمل کنید.

۱۴- صدمات داخلی در اثر ضربه، مثلا باتوم یا چماق، ممکن است منجر به خونریزی داخلی در اثر پارگی اندامهای داخلی بدن مثل کبد و طحال شود. صدمات داخلی به علت عدم وجود خونریزی واضح، دیرتر تشخیص داده شده و درمان می شود که در نتیجه باعث مرگ و میر فراوان می شود. در این مواقع علائمی مثل: ۱- درد شدید بخصوص در لمس محل ضایعه، ۲- سفت و سخت شدن عضلات شکم، ۳- بالا آوردن خون، سرفه خونی و در موارد شدید با علائم کاهش شدید فشار خون مثل سرگیجه، تاری دید و شوک تظاهر می کند. در این مواقع بیمار را خوابانده در صورت امکان پاها را بالا بگیرید. هیچ آب و یا غذا به بیمار ندهید. بیمار را گرم نگه داشته و سریعا به بیمارستان برسانید.
۱۵- در صورت وجود علائم زیر، احتمال ضربه مغزی بالاست و مصدوم را به بیمارستان برسانید: ۱- خونریزی از هر محلی از سر و صورت، بینی، گوش ۲- سردرد، سرگیجه، تهوع و استفراغ ۳- کبودی دور چشم و کبودی پشت گوش. در صورت مواجهه با ضربه حاد به سر و صورت، اولین اقدام اطمینان از این است که مصدوم می تواند نفس بکشد. اگر جسم خارجی (آدامس؛ دندان مصنوعی و ...) در دهان بیمار هست خارج شود. سپس جلوگیری از خونریزی در قدم بعدی و جلوگیری از ورود خون به راه هوایی و انسداد آن مد نظر قرار گیرد.
از بس به صفحات اینترنت و تلویزیون خیره شده ام، چشمانم خشکیده است، تماشای صحنه هایی از حوادث ایران، بغض را می فشارد و فشار مضاعفی به چشم خشک شده وارد می کند! گاهی فکر می کنم برای کسی چون من که متعلق به نسلی است که واقعیت ها و الفاظی مانند زندانی، شهادت، انقلاب، اعدام، جنگ، بمباران، اسیر، جانباز، معلول، شیمیایی، ... را به وفور شنیده و با آنها زندگی کرده است، چه فرقی می کند که چه کسی بر مسند قدرت تکیه زند؟ ولی مهم است که حرمت افراد را به عنوان یک شهروند پاس بدارند، به سخره نگیرند و اگر به پای صندوق های رای می کشانند و به عنوان مشتی از خروار در جهت خواسته های خود اعلام می کنند، واقعیت را نیز بگویند. آیا این خواسته که می گویند: "?Where is my vote" یا "Get my vote back for me" واقعا خواسته ای غیر شرعی، غیر قانونی و غیر انسانی است؟ و مستحق این رفتار؟
مسلط به زبان انگلیسی و با سواد بود. با فکر خدمت به کشور بازگشته بود ولی ناراحت نشان می داد. دارای ۳ فرزند دختر قد و نیم قد متولد امریکا بود. نگران فرزندانش بود. علت را جویا شدم، گفت: این ها هیچ بدی از امریکا ندیده اند، آنجا و با امکانات مرفه آنجا به دنیا آمده اند، آنجا مدرسه رفته اند، .... حالا هر روز، صبح به صبح، قبل از رفتن به کلاس درس، باید "مرگ بر آمریکا" بگویند، ... بعد ها شنیدم که برای همیشه به امریکا برگشته است!!

حالا، هفته ای یک بار می روم، شاگردها خودشان به کمک تکنسین آزمایشگاه (Technicians in charge) که آقای جوانی است احتمالا دیپلمه، روی آزمایشات و مسائل کار می کنند و من هم همان دور و برها می پلکم. دریغ از پرسشی، طرح موضوعی، مچ گرفتنی، دست انداختنی، ...
امنیت غذایی (Food Security) وقتی وجود دارد که همه مردم، در همه حال، دسترسی فیزیکی و اقتصادی کافی به مواد غذایی ایمن (safe) و مغذی (nutritious) در رژیم غذایی (dietary) خود داشته باشند که یک زندگی سالم (healthy) و پر جنب و جوشی (active) را برای آن ها فراهم کند. امنیت غذایی یک شاخص کلیدی (key component) در هر کشوری برای بیان امنیت در آن کشور است و توجه زیادی، مخصوصا در کشورهای قدرتمند دنیا، به آن می شود. مولفه های مشخص امنیت غذایی عبارتند از: موجودی مواد غذایی (Food availability)، دسترسی به موادغذایی (Food accessibility) و استفاده از مواد غذایی (Food utilization). نتایج مطالعات تجربی محققین تاکید می کند که رابطه مثبتی بین موجودی مواد غذایی، تامین انرژی (calories) و پروتیئن، و توسعه انسانی (human development) وجود دارد. اما دسترسی به مواد غذایی که بوسیله قیمت غذا و آسیب پذیری (vulnerability) اندازه گیری می شود، ارتباط منفی با توسعه انسانی دارد. برای تعیین ضریب امنیت غذایی کشور همه محصولات غذایی چه وارداتی و چه تولید داخلی بایستی به کالری تبدیل شود که معمولا توسط متخصصین و کارشناسان تغذیه انجام می گیرد. یکی از تاکیدات کاربردی (operational emphasis) در امنیت غذایی، تلاش روز افزون در افزایش تولیدات کشاورزی است که کشورهای فقیر بایستی به آن توجه کنند.
ادامه مطلب
شام شب آخر، یک زوج نسبتا مسن تایوانی الاصل مقیم آمریکا کنارم نشسته بودند. آقا که استاد دانشگاه کنتاکی (Kentucky) آمریکا بود، هی می پرسید چرا اینقدر دانشجوی ایرانی در مالزی هست؟ برایش دلایل متعددی گفتم از جمله این که قبلا خیلی از ایرانی ها برای ادامه تحصیل به آمریکا می رفتند ولی حالا به دلایل سیاسی، مشکلات زیادی وحود دارد. گفت: خیلی ها امیدوارند با آمدن "باراک اوباما" روابط ایران و آمریکا بهتر شود. گفتم: "ما هم خیلی امیدواریم. هیچ آدم عاقلی به دنبال قهر و جنگ و دعوا نیست. متاسفاته این سیاست های غلط و قدرت طلبی است که آدم ها را به خشم وا می دارد". ... از دلایل دیگرم گفتم که شهریه دانشگاه های مالزی نسبت به خیلی از کشور های دیگر پایینتر است. در اینجا، خانم، گوش هایش را تیز و نهایتا جایش را با همسرش عوض کرد و نشست بغل دستم. هی از هزینه ها پرسید. آخر سر پرسیدم شغلت چیست؟ گفت: "بیزنس دارم ولی دارم خودم را بازنشسته می کنم"!! ...

تاریخ مصرف روی بسته بندی مواد غذایی را که به خاطر دارید. دوباره فیلم یاد هندوستان کرده و فکر کردم شاید یادآوری آن ضرری نداشته باشد. طبیعی است تو غربت، هر چیزی که بوی وطن دهد برای آدمی عزیز است چه برسد از نوع خوراکی اش. بخصوص محصولات خشک ایران که مالزی باید خیلی جانفشانی کند تا بتواند خواب آن را ببیند چرا که آب و هوای مالزی، شرایط چندان مطلوبی برای نگهداری خشکبار و تنقلات نیست مگر به کمک علم بسته بندی! یکی از اصول اولیه در این علم، درج تاریخ مصرف یا انقضاء محصول روی بسته است. دست اندرکاران صنایع غذایی، تقریبا برای هر ماده غذایی یا گاهی برای هر گروه غذایی، با توجه به عوامل و فرمول های زیادی، بهترین تاریخ ماندگاری را تعیین می کنند. کلیه عناصر دخیل در تولید و عرضه مواد غذایی موظفند این تاریخ را رعایت کرده و روی محصول آماده فروش خود درج کنند. بنابراین به هنگام خرید هر کالایی بویژه ماده غذایی لازم است از اعتبار کافی مدت مصرف آن مطمئن شد. طبق قوانین صنایع غذایی، هر مصرف کننده ای حق اعتراض دارد چنانچه عدم موارد بالا را مشاهده کند.
گاهی می بینم برخی از دوستان ایرانی ساکن در مالزی که از حمایت خانواده های خود در ایران برخوردارند و مرتب برایشان از ایران خوراکی می رسد، یا همراه خود می آورند، بنا به رسم قشنگ دست و دل بازی ایرانی، لطف کرده و مواد خوراکی خود را که به دلیل شرایط مالزی، بیش از این قابل نگهداری نیست، برای عزیزان دیگر هدیه می دهند تا همه "باز هوای وطنم" سر دهند. اما غافل از آن که در بیشتر موارد، تاریخ مصرف به پایان رسیده و بایستی حتما دور ریخته شود. از نظر اصول و قوانین غذایی، سلامت مصرف کننده بر تمامی مسائل دیگر، حتی اثبات یک رسم دیرین، برتری دارد!
یکی دیگر از انواع میوه های گرمسیری (Tropical Fruits)، موجود در کشور مالزی، دراگون فروت است که در واقع میوه برخی از ارقام کاکتوس (Cactus species) می باشد. معمولا این میوه را به سه شکل: پوست قرمز و گوشت سفید (white flesh, red outlook)، پوست زرد و گوشت سفید (white flesh, yellow outlook)، پوست و گوشت هر دو قرمز ( red flesh, red outlook) می توان یافت. این میوه همانند بسیاری از میوه های دیگر سرشار از مواد معدنی و ویتامین هاست. علاوه بر این، مطالعات محققان نشان داده است که وجود فیبرهای غذایی و آنتی اکسیدان ها در میوه های گرمسیری از جمله همین پیتایا، نسبت به سایر میوه ها بالاست و این می تواند در پیشگیری از خیلی از بیماری ها مثل دیابت (Diabetes)، ناراحتی های قلبی (Cardiovascular diseases)، بیماری های مزمن (Chronic diseases)، و ... موثر باشد (عکس ها از اینترنت).


الان از طریق دوست عزیزم، حمیده، مطلع شدم که دانشگاه UPM به مدت یک هفته سایتPro-quest را خریده است. در این سایت امکان دسترسی به متن کامل پایان نامه های کشورهای آمریکا و کانادا وجود دارد. بنابراین از این فرصت مغتنم، سریع استفاده کنید چون فقط تا 7 مارس زمان باقی است.
برای استفاده از این امکان، به سایت کتابخانه http://www.lib.upm.edu.my/indexe.html بروید. در قسمت Ez-poxy ، با واردکردن شماره دانشجویی به عنوان user name و شماره پاسپورت به عنوان password وارد شوید و با انتخاب گزینه Subscribed Databases به قسمت Dissertations Thesis ProQuest برای بهره برداری از پایان نامه ها وارد شوید.
همراه با روز های نا آرام مالزی، روزهای شلوغی رو پشت سر گذاشتم. علاوه بر کارهای روزمره و ادامه کارهای آزمایشگاهی مربوط به پایان نامه، برای یه کنفرانسی در KL ، مقاله داده بودم که به صورت سخنرانی پذیرفته شده بود و بایستی کارهای مربوط به اون رو انجام می دادم. دو روز هم درگیر رفت و آمد به اونجا بودم. خوشبختانه این کنفرانس به خیر و خوشی پایان یافت (ایرانی دیگری به نام آقای دکتر مازیار ثابت از دانشگاه UTM، هم آنجا مقاله داشتند). از طرف دیگر، بالاخره "امتحان جامع (Comprehensive Exam)" هم که چند روزی حسابی ذهن مرا مشغول کرده بود، تمام شد. انصافا سوالات خوبی بود و انصافا من هم خیلی خوب برایشان جواب پیدا کردم. تقریبا می شه گفت جواب دادن به آنها، در کوتاهترین مدت ممکن انجام گرفت ولی گرفتن سوالات از استاد و هماهنگی با بقیه اعضاء کمیته سوپروایزری، تقریبا 2 ترم طول کشید. از بس که ماشاء الله این استاد راهنمای من آدم خونسردیه و از طرفی به قول خودش بیزی (busy). هر چی من حرص می خورم، اون خونسرد. جالبه جزء استادانی هم هست که حسابی دانشجو داره!! خلاصه، هر چی بود این مرحله هم به خیر گذشت.
این روزها انواع سمینارها و جلسات ازجمله Putra Sarjana، برای موضوع انتشارات ((Publication در دانشگاه برگزار می شود.Impact Factor، یکی از کلماتی است که در این محافل خیلی به گوش می رسد.
این عامل یا شاخص اولين بار در سال 1995 توسط گارفيلد آمریکایی(Eugene Garfield) بنيانگذار موسسهISI ((Institute for Scientific Information، مطرح شد که الان از مهمترين شاخصهاي مطرح در حيطه سنجش علوم ميباشد. Impact Factor به صورت ميانگين تعداد ارجاعات به يك مقاله پژوهشي، مقاله مروري، شماره اختراع، يادداشت و چكيده در يك مجله علمي در طول يك دوره زماني دو ساله تعريف شده است و توسط موسسه ISI محاسبه و منتشر میشود. بهاين ترتيب فقط مجلات ISI، دارای Impact Factor واقعی هستند.
به عنوان مثال، اگر:
A= تعداد دفعات مراجعه شده به مقالات یک مجله در سال ۵- 200۴ طی سال ۲۰۰۶
B= تعداد مقالات منتشر شده این مجله در سال ۵– ۲۰۰۴
ایم پکت فاکتور ۲۰۰۶ برای این ژورنال (مجله) عبارت است از: Impact Factor= A/B .
ضمنا Impact Factor این مجله در سال ۲۰۰۷منتشر می شود. Impact Factor هر سال را می توان از آدرس های زیر به دست آورد:
امروز 23 مهر ماه برابر با 15 اکتبر 2007، قرار است که تمام وبلاگ نویسان جهان در صورت تمایل، یک پست خود را به موضوع محیط زیست اختصاص دهند. هدف از این کار این است که همه برای رسیدن به آینده ای بهتر، وادار به صحبت شوند. خوب برای ایفای سهم کوچکم در این حرکت جهانی، می خواهم راجع به " نقش مواد بسته بندی در کاهش آلودگی محیط زیست" صحبت کنم.
پس از افزایش روز افزون استفاده از مواد پلاستیکی در صنایع مختلف، ازجمله صنایع غذایی، صاحبنظران و دانشمندان رشته های مرتبط با این موضوع، با علم به عدم تجزیه یا تجزیه بسیار زمان بر پلاستیک ها و بحث مدیریت ضایعات آن، به طرح مشکلات زیست – محیطی آن پرداختند. در حال حاضر برای رفع این مشکل ، اقدام جهانی از سال ها پیش شروع شده و همچنان پیش می رود تا بتواند از مواد طبیعی در ساخت پلاستیک ها استفاده کند و در نتیجه، مواد تجزیه پذیر و دوست با طبیعت را جایگزین تمام یا حداقل بخشی از پلاستیک ها قرار دهد. من هم، موضوع پایان نامه ام را به ساخت یک ماده بسته بندی قابل تجزیه در طبیعت اختصاص داده ام .
هدف این است که از یک گیاه خاصی که خود مزایای زیست محیطی فراوانی دارد، سلولز استخراج و با پلیمر مخلوط شود تا ترکیب جدیدی که یک بایوکمپوزیت (Biocomposite) است برای مصرف در صنایع بسته بندی مواد غذایی بدست آید. بدیهی است که ساخت "بیو کامپوزیت ها" همواره مشکلات خاص خود را دارد و ممکن است به راحتی نتیجه مطلوب حاصل نشود. به هر حال، امیدوارم با حصول نتایج مطلوب، من نیز قدم کوچکی برای حل مسایل زیست محیطی جهان بردارم.
حدود چند ماه پیش در فروشگاهی در KL، مشغول خرید بودم و با دقت به تاریخ مصرف روی اجناس نگاه می کردم که مبادا جنس تاریخ گذشته ای را به خانه ببرم. فروشگاه تقریبا خلوت بود و صحبت های دو مرد داخل فروشگاه، توجه مرا به خود جلب کرد. یکی از آن دو صاحب فروشگاه و دیگری صاحب رستورانی بود. ظاهرا آقای صاحب رستوران سفارش خرید جنس می داد. شنیدم که گفت: "رب های تاریخ گذشته را بفرست بیاد". متوجه شدم که در آن مغازه هیچ چیزی دور ریخته نمی شود و پس از پایان اتمام دوره مصرف، تازه می رود به رستوران و با رنگ و بویی دیگر به خورد خلق الله داده می شود!!!!!!! به یاد آوردم که من و خانواده ام نیز قبلا در آن رستوران غذا خورده ایم.
همه بزرگان می گویند داشتن هدف در زندگی، بسیار پسندیده است چرا که بی هدفی و سرگردانی، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی در بر داشته باشد. حال، هدف چه باشد و چگونه بایستی به آن رسید، خود داستانی است جدا. یکی از این اهداف می تواند درس خواندن باشد که به نظر من یکی از مقدس ترین کارهای روی این کره خاکی است.
طبیعی است که درس خواندن هم مانند هر کار دیگری نیاز به شرایط و پیش شرط هایی دارد که همه کم و بیش با آن ها آشنا هستند. اما به عقیده من، یکی از مهمترین این پیش شرط ها که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود، سلامت روان است.
این روزها، خیلی ها به دنبال دریافت Ph.D یعنیDoctor of Philosophy هستند. در روزگاران و کتب قدیم برای این واژه، احترام خاصی قائل بودند و در دسترس همگان نبود. حال با پیشرفت علم و تکنولوژی و ریز شدن علوم، دسترسی به آن ساده تر شده است ولی ارزش آن هنوز پا برجاست.
دو سه ماهی است که دوستی از ایران به نیت اخذ این مدرک پا به دیار مالزی گذاشته است. به حکم وظیفه، آنچه در چنته داشتم ،در حرف و عمل، در اختیار سرکار گذاشتم و بعد هم با علم به این که فردی بالغ و تحصیلکرده هست، فکر کردم لابد به خیر و خوشی مشغول تحصیل می باشد. غافل از این که، دوست عزیز ما از آرامش فکری لازم برخوردار نیست و غیر از خود، بقیه را مسئله دار می داند. طوری که در همین مدت کوتاه، با دیگران درگیری پیدا کرده و مجبور به چند جابه جایی شده و ترکش های ناشی از رفتار ایشان، ما را هم بی نصیب نگذاشته است. نمی دانم چگونه می شود به ایشان کمک کرد تا اوضاع حادتر نشود و نا آرامی ذهنی اش تشدید نگردد؟
کاش به هنگام شروع تحصیل، کنار انواع تست های سلامت جسمانی، تست های سلامت روانی هم اجباری می شد.
در میان انواع رستوران های خیلی شیک و انواع سبک های غذایی غربی، چینی، مالایی، هندی و... ، مسئله ای که خیلی در مالزی دیده می شود، بخصوص در حاشیه شهرهای اصلی، و به ویژه نزدیک محل های عمومی مثل دانشگاه ها، فروش چشمگیر غذاهای به اصطلاح "کنار خیابانی" است. اماکنی که غذا پخت و به فروش می رسانند بایستی طبق استانداردها، مجوز های لازم برای این کار را از سازمان ها یا وزارت خانه های مربوطه دریافت کنند. معمولا دست فروش ها (کنار خیابانی ها)، خود جوش هستند و داشتن مجوز آن ها قدری جای تامل دارد که یکی از وظایف سیستم های نظارتی پرداختن به همین موضوع می باشد.
به هر حال، تهیه غذا از اماکن مجوز دار و برخوردار از اصول ایمنی و بهداشتی، نسبت به دست فروش ها، منطقی تر به نظر می رسد.
