تبليغاتX
شور زندگی

شور زندگی

غذا، تحرک، زندگی

عزیزم، حال که مجبورم تو را ترک گویم و به سوی سرنوشت خود روم و تو را به آینده ات بسپارم، بایستی اعتراف کنم که همچنان دلم می خواهد همانند سابق، همه دور هم باشیم ولی افسوس که همیشه امکانپذیر نیست. گاه، برای رسیدن به اهداف بزرگتر، بایستی توان و تحمل خود را به محک بگذاریم و از فرصت های بدست آمده برای اعتلای خود و دیگر عزیزانمان بهره ببریم. باور داری که پدرت و من هر آنچه در توان داشتیم و می پنداشتیم که برای رشد و شکوفایی تو درست و لازم است، از تو دریغ نکردیم و برای نهادینه کردن اخلاق و انسانیت از طرفی و علمی بودن و تفکر منطقی داشتن از طرف دیگر، در وجود تو، سخت کوشیدیم. و به یاد داری که در همه ی مراحل زندگی ات تنهایت نگذاشتیم و علیرغم همیشه مشغول بودن، تو برایمان در اولویت بودی که به موقع خود را به کنارت برسانیم. اما، الان دیگر وقت پرواز خودت رسیده است و بعد از این، این تو هستی که با توجه به توانمندی هایت، بایستی اوج بگیری! بنابراین، قوی باش، کار کن، لذت ببر، جستجو کن، تغییر بده و مطمئن باش که در تمامی این ها، دلم پیش توست و دعاهای مادرانه ام هر لحظه همراه تو!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 11:22 PM  توسط بهجت   | 

امروز 15 اکتبر 2009 برابر با 23 مهر 1388، روز فعالیت وبلاگ ها (Blog Action Day) است. موضوع امسال، تغییر آب و هوا (climate change) و تاثیر آن بر جنبه های مختلف زندگی ما، از بازرگانی و تکنولوژی گرفته تا غذا و حمل و نقل و سفر می باشد. همه در مورد این موضوع جهانی، شنیده ایم ولی آنچه مسلم است دود این تغییرات بیشتر به چشم کشورهای فقیر و بدون برنامه خواهد رفت! به راستی، چگونه غذا و تغییرات آب و هوا می توانند با هم ارتباط داشته باشند؟ یکی از موادی که تقریبا در تمامی چرخه تولید مواد غذایی (از مزرعه گرفته تا فرآیند و بسته بندی و انتقال آن به دست مصرف کننده) آزاد می شود، کربن است. کربن هم یکی از گازهایی است که طبیعتا تاثیر چشمگیری روی تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جهان (Global Warming) دارد. گرم شدن نیز، خود به طور قطع روی تولیدات کشاورزی از جمله محصولات خاص مناطق سردسیری و گرمسیری، تاثیر گذاشته و منجر به کاهش محصولات سردسیری (و در نتیجه افزایش فقر در آنجا یا جستجوی امکانات جدید) یا افزایش بی رویه محصولات گرمسیری (چه بسا با کیفیت بدتر) خواهد شد.

این فقط یادآوری کوچکی از پیوستگی مسایل جهان به یکدیگر و نیاز به احساس مسئولیت در قبال خود و دیگران است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 11:38 PM  توسط بهجت   | 

در گوشه ای، روی صندلی نشستم، لپ تاپم را گشودم تا به درس و مشقم برسم و ببینم دنیا دست کیست؟ چند ثانیه ای بعد، دختری بسیار زیبا با موهایی طلایی و چشمانی درخشان و رنگی پیدا شد. خدا را شکر کردم و به فال نیک گرفتم که امروزم را با دیدن این پری روی شروع کرده ام، حتما تا پایان، روز خوبی خواهم داشت! با آرامش روبرویم نشست ولبخندی بینمان رد و بدل شد. پاکتی سفید که حاوی خوراکی خوشمزه ای به نظر می رسید را برداشت تا انرژی خود را تامین کند. اگرچه شکم من در آن لحظه خالی بود ولی باز خدا را شکر کردم که کسی روبرویم نشسته است که توانایی خوردن دارد و از تعداد گرسنگان جهان یکی کمتر است. لیوان پُر از قهوه ای را که بوی دلپذیر قهوه ی تازه از آن بر می خاست، به دست دیگر خود گرفت. باز هم خدا را شکر کردم، این همه زیبایی، این همه نعمت! ... آمدم تا به کار خود مشغول شوم، ناگهان صدایی مثل بمب ترکید، با تعجب سرم را بلند کردم و دیدم که پری روی روبرویی، دستمالی به بزرگی یک سفره در دست دارد و با شدت و حدّت هر چه تمامتر دماغ خود را تخلیه می کند. به اطرافیانم نگاه کردم، هیچ واکنشی از خود نشان نمی دادند و همه مشغول کار خود بودند. عملیات تخلیه دقایقی به طول انجامید. آمدم تا دوباره خدا را شکر بگویم که احساس کردم حالم بهم می خورد و ترجیح می دهم جایم را عوض کنم!

به یاد بچگی ها و خدا بیامرز مادر بزرگم افتادم. شنیده بود "هر که تخلیه بینی بیشتری دارد، به دلیل پُرمغزی و فعالیت مغزی بیشتر اوست". تا مدت ها خوشحال بودم از این که آدم پُرمغزی هستم غافل از این که به بیماری سینوزیت مبتلایم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:37 AM  توسط بهجت   | 

کم کم دارم به این نتیجه می رسم که هیچ کجای دنیا به قشنگی ایران و مالزی نیست! نه، بایستی جمله را اینگونه اصلاح کرد: تقریبا همه جای دنیا به قشنگی ایران و مالزی است! چرا ایران و مالزی؟ ایران، چون زادگاه و وطنم است و مالزی، چون ارزانی و آرامشی بیش از کشور های جهان اول دارد!

از آنجایی که همیشه نزدیک شدن به سالگرد تولد، آدمی را به یاد گذران عمر و پیر شدن می اندازد، بنابراین، تجربیات زندگی را به مدد می طلبد و به نگارش این سطور می پردازد. در این چند صباح عمری که از خداوند گرفته ام و به کشورهایی از قاره های آسیا و اروپا و آمریکا سفر کرده ام، به این باور رسیده ام که زیبایی های طبیعت واقعا به عدالت در نقاط مختلف کره ی خاکی توزیع شده است. این که در جایی عدالت نیست، گناه خالق هستی و طبیعت نیست بلکه گناه موجودات دو پایی است که چگونه می خواهند از این زیبایی ها بهره بگیرند. فکر می کنم شرط اول بهره بردن از زیبایی ها، دیدن زیبایی ها، لمس کردن و درک آنها و سپس تلاش برای تفکر زیباست. در واقع پس از این است که مابقی به عُرضه و کفایت این موجودات دوپا مخصوصا وقتی که بر اریکه قدرت سوار می شوند، بستگی پیدا می کند. اگر عشق به توسعه و سربلندی شهر و شهروندان نیز در خون آنان جاری باشد، می توانند این زیبایی ها را به خدمت گرفته و شکوفایی جامعه خود را فراهم آورند. و اگر نباشد .... 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:50 PM  توسط بهجت   | 

ماه مهر نیز از راه رسید. هنوز هم مثل بچه های دبستانی مشتاق مدرسه، در این روزها، لبریز از شور و شوق می شوم. امیدوارم دانش آموزان و دانش دوستان به خوبی در این سال تحصیلی جدید بدرخشند. راستی، ماه مهر است و مهمترین رویدادهای خانوادگی ما! جالب است بدانید در طالع بینی (Astrology) خورشیدی اثر لیندا گودمن (1995-1925;Linda Goodman) که او را از دانشمندان علم متافیزیک می دانند و همچنین به نقل از دیگر طا لع بینان (Astrologers) و برخی از داستانهای ایرانی و خارجی، متولدین ماه مهر، به عنوان سنبل انسانهای عدالت طلب و عدالت خواه نام برده شده اند.
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:16 AM  توسط بهجت   |