
به دلیل نگرانی از رفت و آمد کند ماشین ها (Heavy Traffic)، سریعتر به سمت فرودگاه "سوکارنو-حتی" حرکت می کنیم. پس از حدود ۲-۳ ساعت به آن جا می رسیم. به هنگام تحویل بار، از طرف ایر-ایشیا، بدون اطلا ع قبلی مسافرین، اطلاعیه ای گذاشته اند که از اول مارچ ۲۰۰۹، هر مسافر به هنگام برگشت از اندونزی بایستی ۱۵۰ هزار روپیه، همان جا، پرداخت کند. پس از گذراندن این شوک، به سمت سالن انتظار می رویم. پرواز با تاخیر انجام می گیرد. هر نیم ساعت، یک ساعت به تاخیر پرواز اضافه می کنند. طوری که به جای ساعت ۸.۳۰ شب در ۲ آوریل، ساعت ۱۲.۳۰ نیمه شب هواپیما بر می خیزد. انگار ۱ روز به طول مسافرت ما اضافه می شود، چرا که دیگر ۳ آوریل شده است.
به عنوان نکته آخر، پریز های برق اندونزی، ۲ سوکتی است مثل ایران، در حالی که برای مالزی ۳ سوکتی می باشد. همین موضوع کوچولو ممکن است منجر به قطع ارتباط شما با دنیای پبرامون یا از دست دادن فرصت برای ثبت خاطره با فیلم و عکس شود!

در این منطقه کوه های آتشفشانی قرار دارد. برای بازدید از یک آتشفشان فعال (Tangkuban Parahu Volcano) در منطقه Sindang Reret، بایستی با خرید بلیط وارد مجموعه تفریحی Taman Wisata Sari Ater شد. پس از پیمودن مسافتی در بلندای کوهی، مه غلیظی که از وجود گرمای زمین حکایت دارد و نشانی از انواع گازهای So2 ،HCl ،H2S ،CO و ... است، جلب توجه می کند. وجود دستفروشانی که با سماجت تمام می خواهند کالای خود را بفروشند، شما را تا کنار غرفه های فروش صنایع دستی عمدتا کارهای چوبی، سنگ های تزئینی، تسبیح و گردنبند و زیورآلات سنگی و ... ، همراهی می کنند. یکی از هنر نمایی های فروشندگان صنایع چوبی، فروش اشیاء زیبایی است که از تنه درختان مخصوص آن ناحیه مانند Warkis Wood در همان جا تهیه می کنند. کاملا طبیعی طبیعی! مجموعه Hot Spring نیز در نزدیکی این منطقه قرار دارد.
این شهر همانند جاکارتا خیلی موزه دارد. کنفرانس آسیا-آفریقا (Asian-African Conference) در ۱۸-۲۴ آوریل سال ۱۹۵۵ به همت سوکارنو، اولین رئیس جمهور پس از استقلال کشور اندونزی (Indonesia Independence) در سال ۱۹۴۵، نیز در شهر بندونگ اتفاق افتاده است. محل این کنفرانس ضمن این که همچنان قابل استفاده است، به حالت موزه در آمده و پذیرای مهمانان از داخل اندونزی و سراسر جهان با کارمندانی صبور و خوش برخورد و مسلط به انگلیسی می باشد. یادبود بزرگان ۵ کشور عامل برگزاری این کنفرانس مشتمل بر اندونزی، هند، پاکستان، سیلان Ceylon (سریلانکای کنونی) و برمه Burma (میانمار کنونی) به خوبی پیکر تراشی شده است. هتل Savoy Homann, Bidakara Hotel با ۱۸۵ اتاق، هتلی است در خیابان Asia Afrikaکه از سال ۱۸۷۱ راه اندازی (established since) شده و تقریبا روبروی ساختمان کنفرانس است. مهمانان این کنفرانس از ۲۹ کشور جهان از جمله ایران [۳۰مین کشور، رودزیا (زامبیا + زیمباوه کنونی) غیبت می کند] هم در همین هتل استقرار یافته بودند.
لباس های مارک دار و به قیمت تولید را می توان از Outlet Factory ها خرید کرد. Ruma Mode یکی از فروشگاه های مخصوص خانم ها با تنوع مدل زیاد، شیک و قیمت مناسب می باشد. به همین دلیل شهر بندونگ را شهر shopping نیز می نامند. ساته (Sate) یکی از غذاهای رایج مالزی و اندونزی است. در واقع جوجه یا گوشتی است که روی ذغال کباب می کتتد و سیخ (skewer) آن چوب مخصوصی می باشد. شیرین است مگر این که هنگام سفارش غذا، شیرین نخواهید. در بلندای بام ساختمان استانداری شهر بندونگ، نمادی از ساته قرار داده شده است که در نتیجه این ساختمان را ساته هم می نامند. ...


جاکارتا (Jakarta)، پایتخت کشور اندونزی و مرکز استان جاکارتا، را شهری شبیه تهران احساس کردم. مثل تهران و بر خلاف مالزی، حالت دشت دارد ولی خیلی سر سبز تر از تهران می باشد. بوق زدن زیاد، شلوغی وافر، مردمی که عجله دارند، درست مثل تهران و کاملا برعکس مالزی. اما مردمانش خونسردتر از تهران به نظر می رسیدند چون دعوا و جنگ و جدالی طی این مدت ندیدم. قیافه ها اگرچه پیر و رنجور تر به نظر می آمد احتمالا به دلیل فقر غذایی ناشی از تقسیم غذا بین حدود ۳۰۰ میلیون جمعیت آن کشور، ولی عبوس و خشمگین نبود و حتی لبخندی نیز همراه خود داشت و دوستانه تر خود را نشان می داد. وجود تعداد زیادی از مردان و به ویژه کودکان و زنان فروشنده (دوره گرد) در همه جای جاکارتا، لابلای ماشین ها، مقابل فروشگاه ها و غذا خوری ها، .. وجود این فقر را آشکارتر می کند. تعداد زیادی از کودکان چتر به دست، همیشه آماده هستند تا به محض این که باران گرفت شما را که از ماشین پباده می شوید تا محل مورد نظرتان ببرند و به ازای آن پولی دریافت کنند! می توانم بگویم شغل های کاذبی مثل کوپن فروشی و ... که در تهران رایج است، اینجا نیز به شکلی دیگر نمود دارد. از جمله سوت زدن در خیابان ها! ترافیک بسیار سنگین جاکارتا، گاه رفت و آمد ماشین ها را به سکون وا می داشت. عده ای هستند که با سوت زدن و دریافت مبلغی ناچیز از هر ماشینی، راه را برای عبور آنان به خصوص هنگام ورود از فرعی به اصلی، میسر می کنند. مترو ندارند ولی پل تا دلتان بخواهد. پل روی پل! پمپ بنزین ها نیز هنوز به صورت دستی در همان جایگاه، پول دریافت می کنند و حالت مدرنیزه ای را که در مالزی دیده می شود، ندارند. انواع فروشگاه های زنجیره ای که در مالزی به چشم می خورد، آنجا نیز دیده می شود. به جای فروشگاه SevenEleven مالزی، فروشگاه AlfaMart دارند. دیوارهای بلند خانه های مسکونی شاید نشانی از عدم امنیت در این شهر باشد. بر خلاف مالزیایی ها، به خوبی آدرس می دهند هر چند انگلیسی آنها در مقایسه با مالایی ها خیلی پایین تر است. ...

حالا، هفته ای یک بار می روم، شاگردها خودشان به کمک تکنسین آزمایشگاه (Technicians in charge) که آقای جوانی است احتمالا دیپلمه، روی آزمایشات و مسائل کار می کنند و من هم همان دور و برها می پلکم. دریغ از پرسشی، طرح موضوعی، مچ گرفتنی، دست انداختنی، ...
