تبليغاتX
شور زندگی

شور زندگی

غذا، تحرک، زندگی

یکی از جاذبه های مالزی بخصوص برای بچه ها، وجود انواع غذاهای غربی و فروشگاه های زنجیره ای مثل "مک دانلد"، "کی اف سی" و ... است. 2 دختر دو قلوی 9 ساله یکی از فامیل ها هم که برای مدتی به دیار مالزی آمده اند، مجذوب این جاذبه شده اند. یکی از این دو، دیروز به مادرش اصرار می کند که برویم "مک دانلد". مادرش مخالفت می کند و می گوید: "مادرجان، به اندازه موهای سر من، تو این مدت از این غذاها خورده ای، دیگر بس است ". بلافاصله دختر می گوید: "به اندازه موهای سر تو، نه، شاید به اندازه موهای سر دایی خورده باشم "!  آخه موهای سر دایی (که همسر بنده باشه) کمی خلوتر از بقیه، به نظر می رسه!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:31 AM  توسط بهجت   | 

عجب آشفته بازاری است روزگار ما! هر روز اتفاقی غیر عقلانی توسط عده ای به عمد یا نا آگاهانه یا ... رخ می دهد بعد عده ای باید کار و زندگی خود را تعطیل کنند، دنبال آن بدوند تا ثابت کنند چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید. یه روز خبردار می شویم "فیلم ۳۰۰ ساخته شده"، خوب بدویم طومار امضاء کنیم که پخشش نکنند- قرار است " فارس" را از "خلیج" ما بردارند، عجله کنید برای امضاء امضاء که فارس بماند- دو بند به ضرر خانم ها دارد به "لایحه حمایت خانواده" اضافه می شود، مدافعین حقوق زنان بشتابید- مدیران عالیرتبه مدرک دانشگاهی جعل می کنند، کمیته تشخیص جعل مدرک راه اندازی شود .... !!!!  راستی یادم باشه بعدا یه خاطره از جعل مدارک علمی بنویسم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 9:56 PM  توسط بهجت   | 

متاسفانه در سیستم آموزشی کشور ما، پرداختن به زبان های دیگر خیلی جدی نیست و به دلیل داشتن فضای بسته و همچنین توریستی نبودن ایران، تقریبا غیر از همت فردی، راهی برای ارتقا وجود ندارد. در دانشگاه های اینجا، گروه ایرانیان جزو ضعیفترین دانشجوها از نظر زبان هستند. اما، این دلیل نمی شود که ما ضعف زبان خود را مدام به رخ همدیگر بکشیم و اعتماد به نفس لازم را از یکدیگر سلب کنیم.  چند روز پیش با خانم تحصیل کرده ای، اهل لندن انگلیس، آشنا شدم که به دلیل شغل همسر مهندسش در مالزی، قرار است چند صباحی را همراه با دو دختر دانش آموزش در اینجا بگذرانند. طبیعی است که مثل بلبل، سریع و روان، زبان مادری اش را صحبت می کرد. من که خیلی سخت و کند، با او حرف می زدم برای انگلیسی نه چندان خوبم عذر خواهی کردم. بلافاصله گفت: " تو خیلی خوب صحبت می کنی و توانستی تمامی حرفهایت را به من بفهمانی ولی من حتی یک کلمه هم نمی توانم فارسی حرف بزنم و این خیلی بده"!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:51 AM  توسط بهجت   | 

تاریخ مصرف روی بسته بندی مواد غذایی را که به خاطر دارید. دوباره فیلم یاد هندوستان کرده و فکر کردم شاید یادآوری آن ضرری نداشته باشد. طبیعی است تو غربت، هر چیزی که بوی وطن دهد برای آدمی عزیز است چه برسد از نوع خوراکی اش. بخصوص محصولات خشک ایران که مالزی باید خیلی جانفشانی کند تا بتواند خواب آن را ببیند چرا که آب و هوای مالزی، شرایط چندان مطلوبی برای نگهداری خشکبار و تنقلات نیست مگر به کمک علم بسته بندی! یکی از اصول اولیه در این علم، درج تاریخ مصرف یا انقضاء محصول روی بسته است. دست اندرکاران صنایع غذایی، تقریبا برای هر ماده غذایی یا گاهی برای هر گروه غذایی، با توجه به عوامل و فرمول های زیادی، بهترین تاریخ ماندگاری را تعیین می کنند. کلیه عناصر دخیل در تولید و عرضه مواد غذایی موظفند این تاریخ را رعایت کرده و روی محصول آماده فروش خود درج کنند. بنابراین به هنگام خرید هر کالایی بویژه ماده غذایی لازم است از اعتبار کافی مدت مصرف آن مطمئن شد. طبق قوانین صنایع غذایی، هر مصرف کننده ای حق اعتراض دارد چنانچه عدم موارد بالا را مشاهده کند. 

گاهی می بینم برخی از دوستان ایرانی ساکن در مالزی که از حمایت خانواده های خود در ایران برخوردارند و مرتب برایشان از ایران خوراکی می رسد، یا همراه خود می آورند، بنا به رسم قشنگ دست و دل بازی ایرانی، لطف کرده و مواد خوراکی خود را که به دلیل شرایط مالزی، بیش از این قابل نگهداری نیست، برای عزیزان دیگر هدیه می دهند تا همه "باز هوای وطنم" سر دهند. اما غافل از آن که در بیشتر موارد، تاریخ مصرف به پایان رسیده و بایستی حتما دور ریخته شود. از نظر اصول و قوانین غذایی،  سلامت مصرف کننده بر تمامی مسائل دیگر، حتی اثبات یک رسم دیرین، برتری دارد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 7:44 PM  توسط بهجت   | 

این روزها به دلیل بیمارداری، تجاربی کسب کرده ام که دلم می خواهد با  انتقال آن به دیگران، شاید گره ای از مشکلاتی را باز کنم. این که پشه ای حامل ویروس خطرناک "دنگی Dengue" در مناطق استوایی چون مالزی، تاخت و تاز کرده و ویرانی به پا می دارد، بر کسی پوشیده نیست. هیچ راهی برای فرار از چنگ او نیست، تا که مهر که به دلش نشیند و بر تن که فرود آید؟ رعایت بهداشت فردی و اجتماعی تا حدی که به شخص مربوط می شود فقط می تواند در افزایش مقاومت بدن او به عوارض ناشی از گزش پشه موثر باشد، باقی مسایل تا حدود زیادی به همت جامعه که چگونه آن را به زانو درآورد، بر می گردد. شاید برای همین است که افرادی که همزمان قرار است در این کره خاکی همزیستی داشته باشند به نوعی سرنوشتشان در هم گره خورده است. بگذریم و به بیماری بپردازیم . 

مهمترین نشانی های آلودگی به این ویروس، تب بسیار بالا (بیش از ۴۰-۳۹ درجه سانتیگراد) همراه با درد و کوفتگی شدید تمامی اعضای بدن، حالت تهوع، بی اشتهایی، گاه لرز و گاه تعریق زیاد، خشکی داخل بینی، ... می باشد. در مواردی بروز جوش و کهیر، وجود خونابه در دهان یا خونریزی از دماغ و دهان، ... هم هراهی می کند. در بسیاری از منابع، از تب دنگی به دلیل شدت آن، به عنوان "تب استخوان شکن" یاد می کنند. برای این که مبتلا شدن به این بیماری آشکار شود بایستی ۳ روز صبر کرده و روز چهارم برای تست "Platelet count" یعنی آزمون "شمارش پلاکت خون" به آزمایشگاه رفت تا چنانچه پلاکت خون زیر ۱۵۰ هزار باشد -حداقل استاندارد قابل قبول- دنگی تشخیص داده شود. معمولا زیر ۱۰۰ هزار را در بیمارستان بستری کرده و سرم درمانی می کنند. البته ظاهرا آزمایش تشخیص آنزیمی هم دارد که بخش خصوصی انجام می دهد و مستلزم پرداخت هزینه ی بیشتری است. به نظر من، آنچه که مهم است مقابله و مقاومت در برابر بیماری است تا فرد را از پای در نیاورد. پس به محض این که خدای ناکرده با علایم بالا مواجه شدید، منتظر تشخیص آزمایشگاه بعد از ۴-۳ روز نباشید چرا که همین مدت کافی است تا به دلیل بی اشتهایی، ضعف و بی آبی شدید بدن، مقاومت خود را از دست دهید. بنابراین کاملا آگاهانه شروع به آب درمانی کنید. تا می توانید آب، محلول ORS، نوشابه 100PLUS، سبزی و میوه تازه و آب میوه (بویژه سیب) بخورید و تب خود را با کمک پاشویه، شیاف، قرص و آمپول تب بر کنترل کنید. مطمئن باشید در این صورت، بعد از حدود کمتر از یک هفته تب قطع شده و با ادامه آب درمانی، پس از حدود ۲-۱ ماه، سلامت خود را کاملا باز یافته و تمامی آثار مخرب بیماری را از تن خود زدوده اید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 11:0 AM  توسط بهجت   | 

قرار است به زودی انتخابات انجمن دانشجویی (International Students' Association (UPMISA دانشگاه UPM برگزار شود که رقابتی بین یک ایرانی و یک بنگلادشی برای تصدی پست ریاست آن، در پیش است. رئیس قبلی انجمن، آقای حسن سلیمانی از ایران بود که ضمن تلاش نسبتا خوبی، توانست چهره مثبتی از خود به یادگار بگذارد. اینک آقای صمد دوستدار از دانشجویان دانشکده مهندسی داوطلب این مهم می باشد. عده ای از دانشجویان ایرانی معتقدند به دلیل تعداد زیاد ایرانیان، حق ماست که پست ریاست از آن ما باشد. دانشجویان خارجی هم معتقدند "آسیا به نوبت". من شخصا علاقه ای به این بحث ها ندارم چرا که معتقدم عملکرد یک ملت و همچنین عملکرد دولت آن ملت در حفظ احترام و عزت ملتش در میان ملل دیگر، ملاک محبوبیت است نه تعداد و شمارش آنان. اما معتقدم خارج از این بحث ها، کمک ما به انتخاب شدن آقای دوستدار، حداقل این فایده را خواهد داشت که ایشان یک دوره مدیریتی را تجربه کنند، به خوبی مدافع حقوق جمعیت انبوه ایرانیان باشند و حق و حقوق ملل دیگر را نیز جدی بگیرند. چه بسا وقتی به کشور خود بازگشتند، کسب این تجربه، راهنمایی برای مدیریت بهتر ایشان باشد. پس اگر موافقید، پنجشنبه (28 آگوست)، شرکت در انتخابات را، از 9 صبح تا 3 بعدازظهر، فراموش نکنید.

** از طرف UPMISA، به نقل از  International Office ایمیلی اومده که انتخابات روز پنجشنبه، ۲۸ آگوست، به تعویق افتاده است. ( نوشته شده: چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:0 PM )

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 11:37 AM  توسط بهجت   | 

داشتم از غصه دق می کردم. تو این اوضاع بی پولی دانشجویی، کانال ورزشی آسترو را هم خریدیم به امید این که از راه دور ورزشکاران ایرانی را در المپیک چین تشویق کنیم و شاهد پیروزی آنان در میدان های ورزشی باشیم. ولی دریغ از پیروزی. در رشته های تیمی و جمعی که می دانستم انتظار موفقیت، انتظار بیهوده ای است. چرا که ...  تا این که آقای سید مراد محمدی مدال برنز در کشتی به دست آورد. دیشب هم آقای هادی ساعی، مدال طلای تکواندو ۸۰ کیلوگرم را از آن خود کرد. بالاخره، پرچم کشور ما هم به اهتزاز در آمد و سرود ملی کشورمان نواخته شد. دستشان درد نکند. ولی باید قبول کرد که تا ورزش همگانی شود و افتخار آفرین، راه درازی در پیش داریم. 
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 4:45 PM  توسط بهجت   | 

بالاخره بعد از چندین روز تب و لرز شدید و مقاومت در برابر بیماری ویروسی با علایمی مشابه "تب دنگی"، حال همسر گرامی رو به بهبودی است. بیماری هایی که عمدتا خاص مناطق استوایی چون مالزی است. هم زمان، پسر کوچولویم نیز که احساس استقلال و بزرگ شدن در او هویداست، اولین سفر بدون خانواده خود را تجربه کرد و پس از سه روز به خانه بازگشت. موقع خداحافظی در گوشم گفت "می توانم تدی را هم با خودم ببرم؟" تدی، خرس عروسکی کوچولوی اوست!

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 7:43 AM  توسط بهجت   |