تبليغاتX
شور زندگی

شور زندگی

غذا، تحرک، زندگی

با آرزوی ۱۲ماه، ۵۲ هفته، ۳۶۵ روز، ۸۷۶۰ ساعت، ۵۲۵۶۰۰ دقیقه و ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه سرشار از سلامتی، شادی، خیر و برکت، و عشق و دوستی برای خانواده، دوستان، فامیل، آشنایان و تمامی ایرانیان در سراسر جهان. البته سال ۸۷، سال کبیسه خواهد بود، پس کمی بیشتر از اینها!!!       

                         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 5:46 PM  توسط بهجت   | 

 امسال در کنار انواع برنامه های نوروزی که اطلاعیه های آن مدام پخش می شود، مثل این که برنامه نوروزی دانشگاهUPM  هم دارد قطعی می شود. در اطلاعیه نوشته شده است جشن سال نو روز چهارشنبه ۱۹مارس از ساعت ۸ شب تا ۱۲ نیمه شب برگزار خواهد شد. پس با این حساب جشن چهارشنبه سوری نخواهد بود. چون چهارشنبه سوری می شود شب آخرین چهارشنبه سال یعنی آخرین سه شنبه شب سال.

خوب به یاد دارم که در دوران کودکی ام، پس از پریدن از آتش در آخرین سه شنبه شب، صبح زود روز بعد یعنی چهارشنبه صبح از خواب بیدار می شدیم وضمن تبریک گفتن این روز به همدیگر، با خدا بیامرز مادرم می رفتیم سر جوی آب زلالی می نشستیم و ناخن های خود را می گرفتیم و با این کار مواد زاید و کثیفی را از خود دور کرده و به آب می سپردیم تا آن ها را در وجود زلال و شفافش حل کند و با خود ببرد. سپس سرحال و سرمست از هوای دلپذیر صبحگاهی نزدیک بهار، به خانه بر می گشتیم و خود را برای فراهم کردن دیگر مقدمات نوروز از جمله چیدن سفره هفت سین آماده می کردیم.

امسال، برای سبزه سبز کردن، چند بار نخود گذاشتم ولی کپک زد و خوب نشد. از رو نرفتم و دوباره ماش گذاشتم تا سبز شود. تازه شروع کرده به جوانه زدن. چون وقت کم است و ۴ روز بیشتر به عید نمانده است، بنابراین هر یک ساعت بهش سر می زنم تا کاملا تحت کنترل باشد و سریع سبز گردد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:20 AM  توسط بهجت   | 

ایرایشیا، یکی از خطوط هوایی مشترک بین کشورهای جنوب شرقی آسیا و همچنین استرالیاست که با مدیریتی کارآمد و اقتصادی توانسته است به یکی از خطوط مطرح هوایی تبدیل شود. پروازهای این شرکت به کشورهای استرالیا، اندونزی، ویتنام، کامبوج، چین، لائوس، میانمار، سنگاپور، تایلند و شهرهای داخل مالزی انجام می گیرد. یکی از ویژگی های این شرکت که هزینه تمام شده ی آن را اقتصادی می کند، وجود عدم هزینه های اضافی (در واقع عدم برج در برابر خرج) است یعنی مسافر فقط پول بلیط خود را می پردازد و داخل هواپیما می رود. برای هر تقاضای اضافه، شخصا بایستی بپردازد و هزینه ای به دیگران تحمیل نمی شود. گاهی اوقات شما می توانید بلیطی با بهای صفر رینگیت (البته مالیات و بیمه به آن اضافه می شود) در آن بیابید. سایت اطلاعاتی این شرکت با آدرس http://www.airasia.com/site/my/en/home.jsp ، به خوبی طراحی شده و تقریبا تمامی سوالات و در خواست های مسافرین را پاسخگوست. تنها مشکلی که این خط دارد، چارتر بودن آن است. بنابراین در صورت اطمینان از قطعیت سفر خود، اقدام به تهیه بلیط کنید. بخصوص شهروندان ایرانی که به دلیل پاسپورت ایرانی داشتن، به راحتی نمی توانند همانند شهروندان ممالک دیگر، از حق خود برای سفر به دیگر کشورها استفاده کنند، بهتر است ابتدا از امکان اخذ ویزای خود مطمئن شوند و بعد برای بلیط اقدام کنند.

اگر ایرایشیا به ایران هم پرواز داشت، می شد برای انتخابات مجلس (فردا-24 اسفند)، خود را به ایران رساند. کاری که این مالایی های به ظاهر بی تفاوت به امور کشوری، در این هفته انجام دادند یعنی تقریبا همه خود را در انتخابات کشورشان سهیم دانستند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 7:13 PM  توسط بهجت   | 

آدم شدی؟ نشدی، نع!   

بس کن ز هرزه دویدن        تا آن بهشت خیالی  درجازدن، نرسیدن!        

هرجا که معرکه دیدی       رفتی و جامه دریدی    حاشا کرامت برگی       پوشای جامه دریدن! 

تا آستانه پیری            جان کنده ای که نمیری 

یک دم بمیر! که سخت است          زهر مدام چشیدن

رامت نکرده سواری        برگرده زخم که داری

 ای اسب فاخر میدان      حیف از تو بار کشیدن!
************
آدم شدم، نشدم، نع!
چون گوسفند به مرتع     خواندم ترانه "بع بع "      کردم نشاط چریدن....
ازگله گرگ بسی خورد     وزمانده دزد بسی برد
من گرم دنبه تکانی        دیدم چنان که ندیدن
قصاب می رسد از راه   درمشت تیغه ی خون خواه
من سرنهاده به درگاه      آماده بهر بریدن
کو آن نماد دلیری       آن شیر درخور شیری
خورشید از پس پشتش       برکرده سر به دمیدن ؟
شیطان شدن خوشم آید   

آتش مزاج که باید        برخاک سجده نکردن         غیر از خدا نگزیدن 

 سیمین بهبهانی، ۱۱ اسفند ۸۶، برای 8 مارس 2008

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 7:24 AM  توسط بهجت   | 

الان از طریق دوست عزیزم، حمیده، مطلع شدم که دانشگاه UPM به مدت یک هفته سایتPro-quest  را خریده است. در این سایت امکان دسترسی به متن کامل پایان نامه های کشورهای آمریکا و کانادا وجود دارد. بنابراین از این فرصت مغتنم، سریع استفاده کنید چون فقط تا 7 مارس زمان باقی است.

برای استفاده از این امکان، به سایت کتابخانه http://www.lib.upm.edu.my/indexe.html بروید. در قسمت Ez-poxy ، با واردکردن شماره دانشجویی به عنوان user name و شماره پاسپورت به عنوان password  وارد شوید و با انتخاب گزینه  Subscribed Databases به قسمت Dissertations Thesis   ProQuest برای بهره برداری از پایان نامه ها وارد شوید.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:13 AM  توسط بهجت   | 

گوآوا یکی از انواع میوه های گرمسیری است که شاید مالزی نویسان کمتر درباره آن نوشته اند و تا حدودی ناشناخته است. این میوه سبز رنگ و نسبتا درشت است. مزه ی آن چیزی بین سیب و به می باشد. از جمله میوه هایی است که دوره رسیدن آن طی نگهداری ادامه می یابد. هرچه دوره رسیدن آن کامل ترباشد، نرم تر، خوشمزه تر و دارای عطر بیشتری خواهد بود. چنانچه آن را به صورت سفت خریدید، داخل یخچال همراه با میوه ای مثل سیب داخل پلاستیک بگذارید، نرم تر خواهد شد. البته دو رقم اصلی این میوه به صورت با دانه و بی دانه به فروش می رسد که بی دانه کمی گرانتر از با دانه است. فریب قیمت پایین تر "با دانه" را نخورید چون در آن صورت مجبورید تقریبا نصف میوه  را که شامل دانه هاست دور بریزید. دوست داروسازی دارم که شنیده است این دانه ها برای کلیه ضرر دارد و نباید خورد. من جایی نخوانده ام و بایستی در این زمینه تحقیق کنم ولی اگر برای کلیه هم ضرر نداشته باشد ممکن است به دندان آسیب برساند چون علیرغم ظاهر کوچک، بسیار سفت می باشد. یکی از فروشگاه هایی که حتما می توانید این میوه را بیابید "اکان سیو" (Econsave) است. ما که هر وقت مهمان داریم  و این میوه را همراه با میوه های دیگر برای پذیرایی از مهمان می آوریم، همه در وصف و عطر آن صحبت می کنند!!!

             

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:15 AM  توسط بهجت   | 

ظاهرا این روزها این طنز به صورن آف لاین، کامپیوتر به کامپیوتر در حال چرخش هست. من هم از طریق دوستی که برام آف گذاشته، دیدمش. خارج از شوخی یه خورده آدمو به فکر می اندازه:

"دهقان فداکار پير شده، چوپان دروغگو عزيز شده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصله ی مهمون رو نداره، کبری تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون توي يک کاسه است، حسنک گوسفنداشو ول کرده و توي يک شرکت آبدارچي شده، آرش کمانگير معتاد شده، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و با موتور ميرن کيف قاپي! راستي سر ما ايراني ها چه آمده!!!!!!!!!!!؟ "

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:58 AM  توسط بهجت   | 

تقریبا چهار روز متوالی (از جمعه عصر تا 10 شب دیشب) آب نداشتیم. کلافه آب بودیم. بی آبی، ما را که این چند روز به نوعی درگیر مسابقات ورزشی دانشگاه بودیم از طرفی و گرما و عرق ریختن های مالزی از طرف دیگر حسابی اذیتمان کرد. نمی دانم چرا مدام یاد رمان "کوری" می افتادم. شکر خدا امروز آب داریم ولی ظاهرا باز هم قسمتی دیگر از مجتمع ما دچار بی آبی شده است. عده ای می گویند علت قطع آب، شکستگی یکی از لوله های اصلی در شهر است و عده ای دیگر می گویند علت آن به ضعف مدیریتی خود مجتمع مربوط می شود. تا پاسی از شب گذشته همچنان با تانکر از بیرون، آب داخل مجتمع می آوردند. انگار آبی هم که الان داخل لوله هاست از آب تانکرهای دیشب بوده و مسئله آب  هنوز هم حل نشده است.

 ***

خوب مسابقات ورزشی هم به پایان رسید. امسال تیم دانشجویان خارجی (البته بهتر است بگویم ایرانی) خیلی خوب درخشیدند و تقریبا در خیلی از رشته ها مقام آوردند. تیم والیبال خانم ها نیز اول شد. ما دو تا بازی با دو تیم مالایی داشتیم که هر دو را بردیم. دیگر تیم ایرانی خانم ها نیز، حریف خود را برد و برای فینال (اول دومی) ما مقابل هم بازی کردیم که طبعا دیگر اینجا برد خیلی برایمان معنا نداشت چون همه از هم بودیم. در نهایت با اختلاف کمی و بدون در نظر گرفتن خطایی که در شمارش و همچنین واگذاری سرویس به تیم مقابل اتفاق افتاد، ما دوم و آن یکی اول شد.      

 ***

و بالاخره دیشب باران آمد. کسانی که در مالزی زندگی کرده یا می کنند معنای این جمله را درک خواهند کرد. طی مدتی که مالزی بوده ام، اولین بار بود که نزدیک یک ماه باران نیامد. چمنزارهای روبروی خانه مان رو به زردی گذاشته بودند. احساس کلافه گی را در درختان و در کل اطرافم  مشاهده می کردم و خودم نیز این احساس را داشتم. خدا را شکر، با بارش باران در نیمه های شب گذشته، بوی طراوت و تازگی از نو همه جا پیچید بخصوص که بوی عید و بهار ما نیز، از راه دور به مشام می رسد. چیزی تا پایان سال خورشیدی نداریم، انشاءالله که سالی پربار و شکوفا برای تمامی ایرانیان در راه باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:34 AM  توسط بهجت   | 

فردا (24 فوریه) قرار است مسابقات ورزشی دانشگاه (بین تیم های دانشجویان خارجی و بومی) برگزار شود. رشته های ورزشی والیبال، فوتبال، فوتسال، بسکتبال (بیرون سالنی) و رشته های شطرنج و دارت (داخل سالنی) جزء رشته های اصلی این کارنیوال هست. کودکان نیز مسابقات شادی خواهند داشت. مسئول مستقیم این برنامه در سال گذشته- که در تاریخ 3 فوریه 2007 به خیر و خوشی انجام گرفت- خانم لیزا بود که خیلی خانم خوش اخلاق، خوش برخورد و توانمندی بود و هست. امسال، خانم Chia Su-Ling مسئول مستقیم است که کمی عصبی، ناراحت و انعطاف ناپذیر به نظر می رسد. متاسفانه این خانم نظر خیلی مثبتی روی دانشجویان ایرانی ندارد. امروز مجبور شدم در نهایت ادب، من هم صدایم را به روی او بلند کنم و به اهانت او به کشورم، اعتراض نمایم. در نهایت تا این حد کوتاه آمد که بپذیرد رفتار احیانا سوال برانگیز فرد یا افرادی را نباید به یک کشور نسبت داد.

بایستی قبول کرد که اگر دانشجویان ایرانی نباشند، کارنیوال دانشگاه به سر نخواهد آمد. چرا که ملیت های دیگر کمتر استقبال کرده اند. با این که انجام این برنامه ها بیشتر جنبه تبلیغاتی و نمایشی برای دانشگاه را دارد ولی انصافا برنامه سالم و فرح بخشی نیز برای دانشجویان و خانواده های آن هاست. سال قبل که اینگونه بود، امیدوارم امسال نیز (ولو با مدیریت این خانم) به خیر و خوشی برگزار گردد. 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:50 PM  توسط بهجت   |